نگاهی گذارا به کاربرد قوانین در جوامع
همواره در طول تاریخ، برخی قوانین کاملاً قابل اجرا بوده و رعایت شده، در مقابل بعضی قوانین دیگر، از دید جوامع خیلی مورد استقبال نبوده. این درحالیست که معمولاً در هر جامعه، هر دوی این دسته قوانین، توسط یک سری افراد یکسان وضع شده است، دو سوال عمده که محققین و جامعه گرایان سعی کرده اند پاسخی برای آنها پیدا کنند، این است: "چرا بعضی قوانین قابل اجراست و برخی دیگر رعایت نمی شوند؟" و "اصلاً چرا مردم از قانون اطاعت می کنند؟"، ظاهراً سه عامل اصلی بر این موضوع، ترس از مجازات عدم رعایت، برابر بودن قانون برای همه و حفظ آبروی اجتماعی است، پاسخ اوّلیه برای این سوال این است: بیشتر مردم قوانین را به دید "ابزار کنترل" نگاه می کنند، اینکه چون قانون برابر است، لازم الاجراست و اگر رعایت نکنند مورد بازخواست و مجازات یا جریمه قرار می گیرند.
روانشناس تام.آر.تیلور، بر این باور است که تأثیرات منطقی قوانین که برداشته از روحیّات فردی و دید اجتماعی است، بر اجرای آنها موثرند. بطوری که وی می گوید: "بیشتر مردم در آن لحظه بر سودو ضرر شخصی خود نگاه نمی کنند، بلکه به تأثیر این قوانین بر چگونگی تصحیح یا بهبود کلّی اجتماع و رفتار مردمی به نسبت قبل از آن قانون می نگرند" ، برای مثال، اینکه در مدارس کشورهای غربی مصرف الکل در دبیرستان و مدارس ممنوع است، این یک قانون منطقیست؛ چرا که دانش آموز صرفاً باید به روی یادگیری دروس و امتحانات تمرکز کند نه چیز دیگر.
ادامه مطلب
دکتر عبدالحسین زرینکوب
اردیبهشت ۱۳۵۲
حدود دویست سال پیش در عهد روشنگری، منتسکیو، نویسنده و فیلسوف فرانسوی، با لحنی طنزآمیز و پرکنایه که در سراسر نامههای ایرانی او جلوه دارد، پرسشی تفکربرانگیز در دهان از حیرت بازماندهی پاریسیهای کنجکاوی گذاشت که دربارهی شکل غریب و قصههای حرمسرای دو مسافر ایرانی - ریکا و ازبک- از روی تعجب و فضولی پچ و پچ میکردند و با هیجان تمام میپرسیدند: “چگونه میتوان ایرانی بود؟”
البته پاریسیهای بیخیال وقتی کتاب منتسکیو را کنار نهادند کنجکاوی خود را هم که درین مورد شاید خیالی بود از خاطر بردند و منتسکیو هم در میان هزار و یک پرسش بیپاسخ که دربارهی نابسامانیهای زمانهی خویش داشت این پرسش را دیگر فراموش کرد. اما من از وقتی هم چون یک دانشآموز در درس ادبیات فرانسه با این پرسش آشنا شدم اغلب آن را مثل یک نشانهی استفهام پیش نظر داشتهام و بارها دربارهی آن اندیشه کردهام.
چگونه میتوان ایرانی بود؟
بدون شک خون و نژاد درین مورد عامل اساسی نیست چرا که از دوران هخامنشی تا امروز آن قدر اقوام مختلف پارسی و سکایی و تورانی و یونانی و عرب و تاتار در این سرزمین به هم آمیختهاند که تصور خون و نژاد خالص کودکانه است و با این همه نسلهایی که از برخورد این اقوام در این سرزمین به وجود آمدهاند همواره در ایران و برای ایران زیستهاند و اگر از یک نژاد خالص هم میبودند بیشتر ازین ایرانی به شمار نمیآمدند. زبان هم اگر چه بیتردید در تکوین شخصیت ایرانی نقش اصلی دارد، اما تصور آن که تنها با یک زبان خالص و بهویژه خالی از لغات غیر ایرانی است که ایرانی میتواند ایرانی باشد، چیزی جز یک رویای شیرین نیست و وسوسهای که امروز بعضی از دوستان ما را وامیدارد که نسبت به عناصر غیر ایرانی زبان فارسی رو ترش کنند هر چند ناشی از غیرت ملی است ما اصرار و ابرام در آن، زبان ما را محدود میکند و فرهنگ ما را از آن چه طی قرنها تاریخ خویش به غنیمت یافته است محروم میدارد.
حقیقت آنست که فرهنگ اسلامی در درخشانترین ادوار خویش که دورهی پیش از مغول است بیش از هر چیز ایرانی است و نمیتوان تأثیری را که این فرهنگ ایرانی در زبان اخلاف سعدی و حافظ گذاشته است، تنها به این بهانه که از نفوذ یک زبان غیر ایرانی هم نشانههایی دارد در خور تأسف یافت. در سراسر این دورهی طولانی آن چه در فرهنگ اسلامی به عنوان یک عنصر فایق درخشیده است، فرهنگ ایرانی است و وجود پارهای لغات مربوط به زبان قرآن در واقع برگههایی است که از نفوذ معنوی فرهنگ ایرانی در دنیای اسلام حاکی است و ممکن نبود این نفوذ ایرانی تمام دنیای اسلام را از قلمرو عثمانی تا سرزمین بنگاله تحت سیطرهی خویش درآورد و از قبول پارهیی لغات عربی که در واقع لغات قرآنی بود برکنار بماند. به علاوه در دنیا کدام زبان هست که مثل زبان ما با فرهنگ و نژادهای گوناگون از مهاجم و مهاجر برخورد کند و یکدست و خالص مانده باشد؟
در تمام آن چه میراث ایرانی خوانده میشود - فرهنگ ایرانی- البته چیزهایی هم از تأثیر اقوام دیگر هست اما این نکته به وحدت و تمامیت آن به عنوان یک میراث ایرانی آسیبی نمیزند. در حقیقت آن چه تمدن دنیا به ایران مدیون است آن اندازه هست که اصالت فرهنگ ایرانی را خواه در دورهی پیش از اسلام و خواه در دورهی اسلامی که ادامهی دورهی پیش از اسلام وی نیز محسوب است، ورای هر گونه تردید قرار دهد بهویژه که تاریخ و انسانیت از لحاظ ادب و هنر هم چنین از لحاظ دین و اخلاق به فرهنگ ایرانی بسیار مدیون است. از جمله در ادب نه فقط “فابل” و “قصه” به ادب ایرانی مرهون است، بلکه از گوته تا آندره ژید، از رمانتیسم تا پارناسیسم،کمتر نویسندهی نام آور در مکتبهای گونهگون اروپایی هست که در شعر، قصه، یا درام چیزی مدیون ایران نباشد.
ادامه مطلب
به شيطان گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد.
پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد»
پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام»
با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.»
پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز.
آنگاه پيكر مجروح و زخم خورده او را در آن بيابان برهوت رها كرد، سوار اسب او شد كه برود… جوانمرد كه هنوز نيمه جاني در بدنش بود، با اشاره او را صدا كرد و گفت: از كاري كه كردي در هيچ مجلسي سخن مگو! مرد از سر شگفتي علت اين امر را جويا شد.
او پاسخ دادو گفت: تو اكنون يك جوانمرد را كشتي. اما اگر بيان اين موضوع نقل مجالس شود، فتوت و جوانمردي كشته خواهد شد. آنگاه هيچ مرد رشيدي را نخواهي يافت كه در بيابان دست افتاده اي را بگيرد....
پس از چند ماه اسب گم شده به همراه چند راس دیگر به روستا برگشت. مردم این خبر را که شنیدند با خوشحالی به سراغ پیرمرد رفتند و تبریک گفتند، اما «چو» انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است، با خونسری اظهارداشت: این کجایش جای خوشحالی دارد، که من بی رنج و زحمت به آسانی و مجانی چند اسب به دست بیاورم؟ شاید این خودش باعث بدبختی برای من شود. پیرمرد فقط یک پسر داشت که عاشق اسب سواری بود. آن پسر، روزی هنگام سوارکاری از اسب افتاد و استخوان پایش شکست.
همسایگان به سراغ پیرمرد رفتند که او را تسلی دهند، اما بدون هیچگونه احساس ناراحتی گفت: استخوان پا شکست که شکست؛ شاید این مساله بعدها به نفع ما تمام شود، کسی چه می داند؟ همسایگان که با شگفتی، سخنان «چو» را گوش می دادند، این بار هم نتوانستند بفهمند منظورش چیست.
یک سال بعد در آن منطقه جنگ خونباری شکل گرفت، بیشتر جوانان به میدان نبرد رفتند و بیشترشان کشته شدند.
پسر «چو» اما به خاطر لنگ بودن پایش به جنگ نرفت و زنده ماند. آنوقت بود که همسایگان به عمق گفته های پیرمرد رسیدند!!!
سال های اخیر بین خانواده های ایرانی، غذاهای آماده و فست فود جای مناسبی پیدا کرده است. اعضای خانواده سعی می کنند به محض بدست آوردن فرصت، با دلایل مختلفِ صرفه جویی در وقت، انتخاب غذای مورد علاقه، رهایی از دردسرهای پخت و پز و شستشو یا برای تفریح و تنوع، میهمان رستوران ها و اغذیه فروشی های شهر شوند. البته این عادت در خانواده هایی که بانوی خانه شاغل است یا اعضای آن مجرد هستند بیشتر به چشم می خورد و اما در مجموع این عادت در همه خانواده ها کم و بیش از اهمیت زیادی برخوردار است. در این میان فرزندان خانواده بیشتر از این موضوع استقبال می کنند و اگر دست خودشان باشد تمایل دارند صبحانه هم بیرون از خانه صرف کنند!
این گونه دلایل و سلایق موجب شده تا بازار رستوران ها با افزایش تقاضا و تعدد مشتریان مواجه شود و انواع غذاها با جاشنی های متفاوت در همه جای شهر و کشور توسط افراد مختلف با کیفیت و قیمت های متفاوت عرضه گردد. اما نکته ای که در این جا قابل توجه می باشد این است که تمامی این عرضه کنندگان مواد غذایی واقعا بر وظایف بهداشتی و مشتری مداری خود واقفند و آن را رعایت می کنند؟ یا به علت تعدد تقاضا و ازدیاد مشتری، عدم کنترل کافی، هرگونه که برایشان به صرفه است و تمایل دارند غذا را مهیا می کنند و با هر قانون و نرخی که دوست دارند به مشتری عرضه می دارند.توجه نداشتن به این امر، نکته ای است که اغلب مشتریان موادغذایی را می رنجاند یا موجب به خطر افتادن سلامتی پنهان آن ها می شود.
تهیه و سرو غذا آداب خاصی دارد که رعایت آن ها موجب ایجاد آرامش و احساس خوشایند و حفظ سلامتی و تندرستی فرد می شود. هدف همه آدم ها از رفتن به رستوران و پرداخت هزینه کلان آن تنها همین کسب آرامش و خوردن غذای سالم و باکیفیت و لذت بخش را می خواهند.. اما اگر رستوران مورد نظر نتواند خدمات مورد نظر آن ها ارایه دهد، آن احساس فرح بخش و خوشایند جای خود را به عصبانیت و استرسی می دهد که هنگام صرف غذا عوارض فراوانی برای سلامت مشتریان خواهد داشت.
بارها از دوستان و آشنایانی که خاطرات رفتن به رستورانشان را تعریف کرده اند شنیده ام که علی رغم پرداخت هزینه های کلان رستوران از بهداشت و کیفیت غذا و همچنین نظافت رستوران و برخود بی ادبانه پرسنل آن به شدت ناراحت شده اند و به قول معروف غذا" زهرشان" شده است. این گونه موارد که موجب می شود علی رغم پرداخت هزینه سنگین غذا، مشتری به جای تفریح و لذت و خوردن غذای مناسب با غذای غیرقابل انتظار و خدمات ضعیف رستوران مواجه شود و روحیه و احساس شادمانه او را به خشم و عصبانیت تبدیل کند تنها به این دلیل است که مدیر و پرسنل رستوران کم لطفی می نمایند و به علت عدم اطلاع و شناخت از قوانین مشتری مداری و رعایت اصول آن، بی تفاوت به نواقص غذا و خدمات، نیازهای قابل انتظار مشتری را نادیده می گیرند و در آخر هم با ارایه صورت حساب های نجومی و سرسام آور و عدم پذیرش نواقص غذا و خدمات ارایه شده موجب افزون خشم مشتریان خود می گردند.
به همین دلیل در این مقاله سعی شده است با ارایه مشخصات و ویژگی های یک رستوران خوب و شرح وظایف آن ها، مشتریان این صنف را در انتخاب رستوران مورد علاقه خود راهنمایی نماییم.
ادامه مطلب
اشک مایعی است که با فرآیند ایجاد اشک در چشمها تولید میگردد. وظایف اشک شامل تمیز کردن و شستشوی سطح چشم، ضد عفونی کردن چشمها، لغزنده کردن چشمها برای حرکت آسان کره چشم و پلک ها، جلوگیری ازخشک شدن چشم ها و پلک ها ، ایجاد ارتباط میان انسان ها، دفع مواد تجمع یافته حاصل از فرآیند پاسخ به استرس میباشد. فقدان اشک باعث ایجاد سوزش، خارش و قرمزی در چشمها، احساس وجود شن در چشم ها، حساسیت به نور، از دست رفتن شفافیت قرنیه، ایجاد زخم در قرنیه، عفونت های مکرر و شدید چشم ها، خشکی چشم ها و در نهایت منجر به نابینایی می گردد.
ادامه مطلب
١- ادگار آلن پو :
اگر سخن نبود علم و دانش هم نبود و بشر فرقی با حیوانات نداشت.
٢- دانته :
چون با تو سخن گویند اول بشنو بعد بیندیش و آنگاه تصمیم بگیر.
٣- محمد غزالی :
سعی کن برده سخنت نباشی بلکه سخن را زیر فرمان خود داشته باشی.
۴- لافونتن :
همیشه سخن جانب قوی تر را بهتر می پذیرید.
۵- الکساندر پوپ :
سخن همچون برگ درخت است که هرجا انبوه تر است میوه کمتری زیر آن یافت می شود.
۶- گاندی :
شاید ثمره سخن دلنشینی را که امروز بر زبان می آورید فردا بچشید.
٧- ژان ژاک روسو :
سخن را باید به گونه گفت که همگان بفهمند هم طفل دبستانی و هم پیر روحانی
٨- هرمان هسه :
آن که بسیار سخن می گوید و آن که هیچ نمی گوید هر دو غیر قابل معاشرت و اعتمادند.
٩- جامی :
سخن را زیوری جز راستی نیست.
١٠- آندره ژید :
در هر تالار سخنرانی آنهایی بیشتر برای شما کف می زنند که کمتر به سخنان تان گوش می دهند.
١١- دهخدا :
حتی با نگاه و اشاره نیز می توان سخن گفت
ژانر به دسته های مختلف هنر گفته می شود. این واژه برای زیرمجموعه های ادبیات

، فیلم، برنامه های تلویزیونی، و موسیقی با محتوا و موضعات مختلف اطلاق می شود. گاهی یک اثر در یک ژانر قرار می گیرد اما این امکان هم وجود دارد که یک اثر به چند ژانر مربوط باشد. واژه ژانر موسیقی برای اشاره به انواع .. موسیقی ازجمله دوره ای که طی آن قطعه موسیقی نوشته شده است، سبک آن، دستگاه های موسیقی مورد استفاده، و طرز استفاده از آن ابزار موسیقی، فرم و عملکرد آن، روش انتقال آن، راه های پخش آن و خاستگاه جغرافیایی آن و گاهی زمینه فرهنگی و نژادی آهنگساز به کار می رود. در حال حاضر اتفاق نظر یا یک سیستم جامع درمورد ژانرهای موسیقی وجود ندارد.
ادامه مطلب
این هم لینک دانلود فیلم هاله نور آقای دکتر محمود ملتی نژاد (البته ایشون چون خودشون را ملت ایران میدونن عرض میکنم) در این فیلم کاملا مشخص است که ایشان دروغ بزرگی را بر زبان میاورند، حد و مرز دروغ های احمدی تژاد بیش از انتظار شده است، لطفا به همگان سند کرده و اطلاع رسانی نمایید تا مبادا مردم ایران گمراه شوند
http://www.ayandenews.com/files/fa/news/1388/3/16/11816_175.wmv
با تشکر وحید محمدی

